محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2542

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مرگ مايهء خسران است . » جندب بن زهير پيش رفت و با سالار ازديان شام در آويخت و شامى او را بكشت . از طايفهء وى عجل و سعد پسران عبد الله از تيرهء بنى ثعلبه كشته شدند . مخنف نيز كشته شد ، از طايفهء وى عبد الله و خالد پسران ناجد و عمرو و عامر پسران عويف و عبد الله ابن حجاج و جندب بن زهير و ابو زينب بن عوف نيز كشته شدند . عبد الله بن ابى الحصين نيز همراه قاريانى كه با عمار بن ياسر بودند برون شد و با وى كشته شد . حارث بن حصيره به نقل از مشايخ نمر گويد : عقبة بن حديد نمرى در روز جنگ صفين گفت : « بدانيد كه چراگاه دنيا خشكيده و درخت آن شكسته و تازهء آن كهنه شده و شيرين آن تلخ مزه شده ، كار خويش را براستى با شما مىگويم كه از دنيا به تنگ آمده‌ام و خويشتن را از آن منصرف كرده‌ام ، در هر سپاه و جنگى كه بوده‌ام آرزوى شهادت داشته‌ام اما خدا عز و جل نخواسته مگر آنكه امروز مرا بدان برساند بدانيد كه از اين دم به معرض شهادت مىروم و اميدوارم از آن محروم نمانم . بندگان خدا چرا از ترس مرگى كه بناچار آمدنى است و جانهاى شما را گرفتنى است از جهاد با دشمنان خدا باز مانده‌ايد ؟ چرا از يك ضربت شمشير كه به سبب آن بجاى دنيا ، پيشگاه خدا و همنشينى پيمبران و صديقان و شهيدان و صالحان در دار القرار نصيبتان مىشود دريغ داريد ؟ راى درست اين نيست . » گويد : آنگاه روان شد و گفت : « اى برادران ، من اين دنيا را به آخرت فروختم و اينك رو سوى آن دارم ، راهتان ديگر نباشد و خداى عز و جل اميدتان را نبرد . » گويد : برادرانش عبد الله و عوف و مالك بدنبال وى رفتند و گفتند : « از پس تو روزى دنيا نمىجوييم كه خدا زندگى پس از ترا زشت كند ، خدايا جانهاى خويش را پيش تو ذخيره مىنهيم . » آنگاه پيش رفتند و بجنگيدند تا كشته شدند . ابو مسلم بن عبد الله ضبابى : گويد : با طايفه‌ام در جنگ صفين حضور داشتم